تبليغاتX
عشق

عشق

پرستوهای عشق

فشار بی امانی که تحت عنوان طرح مبارزه با بدحجابی از طرف حکومت آقای احمدی نژاد از تاریخ بیست و هفتم آوریل سال 2007 بمورد اجرا گذاشته شده با شکل جدید خود در حال ادامه است . حال خواهید پرسید که شکل جدید دیگر چه صیغه ای است ؟ ... بله بخش دوم پروژه تعالی ارزشهای اخلاقی ، اجتماعی و بالابردن سطح امنیت که توسط فرماندهی نیروهای انتظامی بتاریخ بیست و هشتم آوریل آغاز گردیده بود از اول خرداد سال 1386 مصادف با بیست و دوم مه آغاز خواهد شد . این بخش از پروژه مورد بحث نیز تحت عنوان " مبارزه با مزاحمین نوامیس مردم و معتادین مواد مخدر" شکل خواهد گرفت . بسیج مبارزه با بدحجابی که در ابتدا در نظر دارد تا زنان بدحجاب را به پاسگاههای نیروهای انتظامی برده و هشدار بدهند و در صورت عدم توجه خاطیان آنها را به زندان بیافکنند ، باوجود عکس العملهائی از طرف اکثریت مردم و روحانیون اصلاح طلب در حال تداوم است . بر اساس طرح جدید مبارزه با بدحجابی که همه را به تبعیت از پوشش مناسب اسلامی دعوت کرده و خاطیان را با مجازات نقدی و حبس تنبیه مینماید ، استفاده از لباسهائی همانند پالتوی مدرن ، بارانی ، جلیقه ، مانتو و شلوار تنگ ، استفاده از زینت آلات همراه لباس و بیرون گذاشتن مو از روسری را کاملا ممنوع نموده است . در چهارچوب این طرح جالب نیز که از حمایت حقوقی ! نیز برخوردار است ، تخلفات حتی تعرفه ای نیز دارند ، بدین شرح که : استفاده از روژ لب برای خانمها : 15000 تومان جریمه نقدی عدم تناسب مانتوها بااحکام دینی : 30000 تومان جریمه نقدی عدم تناسب روسری بااحکام دینی : 20000 تومان جریمه نقدی عدم تناسب شلوار بااحکام دینی : 15000 تومان جریمه نقدی عدم تناسب کفشها با احکام دینی : 15000 تومان جریمه نقدی در اینجا باید پرسید بعد از اینهمه سال چرا و به چه دلیلی حکومت آقای احمدی نژاد ناگهان برخلاف اظهارات قبلی خود دست به اجرای چنین پروژه رنگ و رو رفته ای زده است ؟ آیا او با این اقدامات سعی در پوشاندن کارندانی های خود دارد ؟ در اصل موفقیت و یا عدم موفقیت این طرح و یا پروژه زیاد هم مسئله مهمی برای رژیم نیست . رژیم در واقع از طرفی منبع درآمد مهمی را برای خود بوجود آورده و از طرف دیگر نیز زمینه را برای اهداف آینده خود آماده میسازد . حتما بخاطر دارید که آقای احمدی نژاد قبل از انتخابات و در دوران نامزدی برای احراز این پست خطیر در یک برنامه زنده تلویزیونی چنین میگفت : " آیا مسئله کشور ما مدل موی جوانان ماست ؟ آیا مسئله مهم کشور ما اینه ؟ چرا اینقدر مردم رو کوچیک میکنین ؟ " این آقای محترم که کارنامه درخشانی در همین چند سال برای ایران و ایرانی بهمراه داشته اند ، بدفعات از این سخنان بر زبان آورده ولی هیچ بار نیز مردانه به آنها عمل نکرده است . ما فیلم این سخنان را در اینجا تقدیمتان میکنیم روی آن کلیک کرده و خود قضاوت نمائید : http://www.youtube.com/watch?v=Ql1XHqCi-rE&mode=related&search سخنانی که احمدی نژاد در این فیلم برزبان میآورد بجز مشتی دروغ چیز دیگری است ؟ تاریخ همواره شاهد اینگونه کسانی بوده که با خزعبلات خود خواسته اند تا مردم را فریب دهند ولی سرانجام مشتشان باز شده است ...فیدل کاسترو سالهای سال در کوبا بزور مردم را به پوشیدن لباسی یونیفورم مانند مجبور نمود ولی آیا به موفقیت دست یافته است ؟ مسلما که خیر ... از بیست و هشت سال پیش که شورش اسلامی ایران شکل گرفت ، رژیم همواره برای سرپوش گذاشتن بر ناتوانیها و ناکفائی های خود به نوعی مردم را تحت فشار قرار داده و یکی از این راهها نیز مبارزه مسخره با بدحجابی بوده و برای این به اصطلاح چقدر که هزینه نمیکند ... وقتی کلاهمان را قاضی کرده و به مسئله خوب فکر کنیم خواهیم دید که رژیم جمهوری اسلامی در مبارزه با بدحجابی نیز موفق نبوده و حتی بزور نتوانسته مردم بینوا را بقول خودشان متوجه فواید حجاب کنند !! در اینجا باید از پرزیدند احمدی نژاد بپرسیم که اگر بیرون گذاشتن چند تار مو توسط خانمی و یا پیراهن آستین کوتاه جوانی ما را ازفرهنگ خود بیگانه میکند پس دستمال گردنی که آقای خامنه ای به گردن میاندازند فرهنگ ایرانی را تمثیل میکند ؟ چرا وقتی آثار تاریخی و معماری جای جای ایران تخریب شده و با خاک یکسان میشود شما از تهاجم فرهنگی و یا نمیدانم تخریب فرهنگی سخن نمیگوئید ولی با بیرون گذاشتن چند تار مو اینقدر حساس هستید ؟ آیا این حکومت کشور نیست که باید بدنبال گرایش جوانان به مواد مخدر بوده و علل و نحوه مبارزه با سهل الوصول بودن آنها را یافته و از بین ببرد ؟ این آقایان با دستهای خود جوانانمان را مسموم میسازند ... جوانانی که تمامی خواسته هایشان بنوعی سرکوب گردیده و در اطرافشان فقط دیوار ببینند مسلما با راههائی همانند مواد مخدر از این شرایط تلخ فرار خواهند کرد .. جایگیری ایران بر سر کریدور عبور مواد مخدر از افغانستان به اروپا ، بازار این مواد در ایران را گرم ساخته است . حکومت جمهوری اسلامی و مخصوصا دولت آقای احمدی نژاد بجای سر و کله زدن با پروژه های احمقانه ای همانند حجاب که هیچگاه به موفقیت دست نخواهد یافت ، بهتر است برای ریشه کن کردن بلای خانمانسوز اعتیاد طرحی اندیشیده و جوانان را از این باتلاقی که خود در شکل گیری اش بی تقصیر نیستند ، نجات بخشند . جوانان دینامیک و پرتحرک هستند ...آیا همین تحرک و دینامیزم جوانان است که حکومت را بهراس میافکند ؟ بلی طرح فشار اخیر که تحت عناوینی مختلف به اجرا درمیآید در واقع جوانان را مورد هدف قرار داده است ...جوانانی که تنها از طریق پوشیدن لباسهای مختلف میتوانند تمایز ظاهری خود را به نمایش بگذارند . فشار بر جوانان تنها میتواند آنها را جری تر ساخته و بسوی عادتهای خطرناکی سوق دهد . منبع:www.oursouthazerbaijan.com
نوشته شده در جمعه بیست و هشتم تیر 1387ساعت 12:4 بعد از ظهر توسط mej| |
زن گرفتم شدم ای دوست به دام زن اسیر من گرفتم تو نگیر چه اسیری که دنیا شده ام یکسره سیر من گرفتم تو نگیر بود یکوقت مرا با رفقا گردش و سیر یاد آن روز بخیر زن مرا کرد میان قفس خانه اسیر من گرفتم تو نگیر ای مجرد که بود خوابگهت بستر نرم بستر راحت و گرم زن نگیر گرنه شود خوابگهت لای حصیر من گرفتم تو نگیر من از آن روز که همسر شده ام خر شده ام خر همسر شده ام منتها جای علف میدهدم نان و پنیر من گرفتم تو نگیر. منبع : www.ramintbt.blogfa.com
نوشته شده در جمعه بیست و هشتم تیر 1387ساعت 11:57 قبل از ظهر توسط mej| |

خشم چیز بدی است و نشانه ی رشد یک ویژگی نامناسب است.خود شما از آن اجتناب کنید. با دخترتان درباره آن حرف بزنید و هر جایی که می توانید الگوی او شوید. نشان دهید که شماهم از خشم پرهیز می کنید.
به دختران،خویشتن داری و دوری جستن از خشم را آموزش دهید. آن قدر در توصیه ی" خشمگین نشدن" بکوشید که ملکه ی ذهن او شود.
خود شما هم بی جهت و به دلایل بی مورد خشمگین نشوید. بر سر خدمتکارتان فریاد نکشید. بی جهت، به طرف اشخاص چیزی پرتاب نکنید. بگذارید که الگو و سرمشق شایسته فرزند خود باشید.

2- مراقب حسادت باشید

حسادت هم مثل خشم، بخشی از طبیعت انسان است. و در این میان بعضی فکر می کنند که بیشتر یک ویژگی زنانه است. خوشبختانه می توان با اندیشیدن، خواندن و نگاه کردن از شدت این صفت منفی کاست. درباره مشکلات ناشی از حسادت کتاب بخوانید. از تجربه های شخصی خود دلیل و مورد بیاورید.

مراقب نشانه های حسادت باشید. اگر می بینید دختر شما به آن چه دوستانش دارند حسادت می کند، این احساس را در او نابود کنید.

3- گفتن قصّه

قصّه ی خوب می تواند سبب شود که دخترتان زندگی را با دیدی مثبت نگاه کند. قصّه می تواند بر شمار دوستان او بیفزاید. قصّه ها را مرتب برایش تکرار کنید. بسیاری از قصّه ها آموزنده اند و بیش از درس و دانشگاه به دختران ما مطلب یاد می دهند.

4- نق نزنید

به خصوص جلوی دخترتان به شوهرتان نق نزنید و غرولند نکنید. حتی اگر احساس کردید که باید غرولند کنید، در خلوت به دخترتان بگویید از این عادت بدی که دارید شرمنده اید و قصد دارید هرطور شده خودتان را از شرّ آن نجات دهید. این طوری در چشم دخترتان مانند یک قهرمان ظاهر می شوید. اذعان به اشتباه، از شما انسان عاقل تری می سازد. دخترتان هم از این رفتار شما سود می برد.

غرولند کردن نشانه ی ذهن مغشوش است. علّتش این است که امور ساده و بی اهمیّت را بزرگ جلوه می دهید. موش را غول می کنید. درست بیندیشید.

5- تصمیم گیری

زندگی در مجموعه ای از تصمیم گیری ها خلاصه می شود. این که چه مواقع از خواب بیدار شویم. چه لباسی بپوشیم، چه بخوریم و ...

بسیاری از ما وقتی دخترانمان را بیش از اندازه مورد حمایت قرار می دهیم به آن ها ظلم می کنیم. مادرها باید به این نتیجه برسند و تصمیم بگیرند که به دخترانشان تا چه اندازه آزادی عمل و پول بدهند. یک راه مشخص و یا یک راه ساده وجود ندارد. باید به کلیّت آن نگاه کرد.

راهی برای این کار وجود دارد. وقتی دخترتان به اندازه کافی بزرگ شد، به او مسوولیّت هایی واگذار کنید. به او کارهایی در منزل بدهید. این روزها زن ها تصمیمات زیادی می گیرند. در گذشته تصمیم گیری زن ها مشمول امور جزیی و بی اهمیّت می شد، امّا امروزه باید تصمیمات مهم بگیرند.

خرید لباس، خرید مواد ساختمانی، خرید اتومبیل، خرید خانه، یخچال و بسیاری از اقلام ریز و درشت نمونه هایی است که می توان به آن اشاره کرد. اگر در کودکی مسوولیّت هایی را به دخترتان واگذار کنید، به او در کار تصمیم گیری کمک می کنید و شرایطی فراهم می سازید که بعداً تصمیمات عاقلانه تری بگیرد.

منبع: راه های ساده برای زندگی سعادتمند

نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387ساعت 10:14 قبل از ظهر توسط mej| |
نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387ساعت 10:8 قبل از ظهر توسط mej| |
چقدر آدما ...

نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387ساعت 10:4 قبل از ظهر توسط mej|

متحیرم چه نامم شه ملک لافتی را ...

بیش از چهارده قرن پیش تو یه خونه ی خوشگل و عشقولانه از نوع خداییش که دیوارش به احترام کوچولوی تازه از راه رسیده باز شد یه خوشتیپ به دنیا اومد که صداش کردند علی.به جای اینکه مثله بچگیهای من قایم موشک بازی کنه و با اصغر آقای معتاد سر اینکه توپم می افتاد تو خونشون جر و بحث کنه و آخرش باز خدا خیر بده مریم دختر اصغر آقا،که یواشکی واسم می آورد،می رفت با پسر عموش جستجوی خدا.

می رفت از نزدیک سیم وصل شده ی بین محمد(ص) و خداشو میدید.

هر چی میخواست یاد بگیره از همون پسر عموش یاد میگرفت-البته پسر عموشم دمش گرم مثله این معلم خصوصیا نبود که ساعتی بیست هزار تومن بگیره،یا مثله آخوندای خوشتیپ که واسه یاد دادن احکام دین منبری ده هزار تومن میگیرن،یا مثله باشگاه های ورزشی که فقط غرورمونو قوی میکنند نه قوت و نیرومون،یا مثله دانشگاههامون که شده یه جا واسه پررو شدن آقا پسر ها و از بین رفتن حجب و حیای دختر خانم ها و ایجاد رابطه ی ...

بزرگتر که شد وقتی پسر عموش رسالتشو علنی کرد اولین نفر بود که مسلمون شد- مسلمون شد نه مثله ما که فقط اسممون مسلمونه- پیش همه فامیل بلند شد گفت پسر عمو تا آخرش باهاتم.ازدواج کرد نه با ارکس و شراب و هروئین و عرق و ...-البته شکر خدا ما ایرانیها ازین چیزا تو عروسیهامون نداریم!!!!!!- بچه دار شد اونم که بچه هایی که به قول محمد حسین خودمون " که علم کند به عالم شهدای کربلا را "

حالا ماها هم دلمون خوشه داریم بچه بزرگ میکنیم،از هیچیشون خبر نداریم.داف و زید و بی اف و جی اف و چت و پارتی و ...

تو سفر حج پسر عموش رفت بالا منبر- مجانی نه منبری ده هزار تومن – دستشو گرفت گفت " من کنت مولا فهذا علی مولا " دلش خوش بود هنوز کفنش خشک نشده بود با طناب بستنش،رو خاک جلو زن و بچش کشوندنش،زنشو پشت در له کردند،محسنش پشت در رفت،خوب شد رفت ندید.باز پررو ها اومدن در خونش آشمالی:بیا اماممون باش رفت بی شرفا خوب حقشو دادند! تو محراب ...

اما بازم نیگاه کنین معرفتو به پسر بزرگیش نگفت پدر قاتلمو در بیار میدونین چی گفت ؟

گفت " چو اسیر توست اکنون به اسیر کن مدارا "

مرد بود...

خب بیخیخی ...پدرای خوشتیپ و زحمتکش،سفر کرده ازین دیار فانی یا اونایی که هنوز سایشون بالا سره بچه هاشونه و هنوز گرد تلخ و سوزناک یتیمی رو صورت آقا پسرا و دختر خانماشون ننشسته – خدایا بهشون طول عمر با عزت بده – کارمند،نونوا،راننده،جوشکار،کارگر،دامدار،کشاورز،بهورز،دکتر،بیکار

،معلم،معتاد،ایدزی،پلیس،دزد،قاچاقچی،آخوند،خواننده،مغازه دار،نجار،سرهنگ،جانباز و ... مهم نیست مهم اینه که بابا داشته باشی...کتکت میزنه؟زیر چشتو کبود کرده؟اخموست؟نماز نمیخونه؟پنج دقیقه دیر برسی خونه معرکه میگیره؟درآمدش زیاد نیست؟....؟؟؟؟؟؟؟؟

تو سعی کن یه طوری زندگی کن که بچه هات همین حرفارو در موردت نزنن با شمام آقا پسرا....

روز پدر مبارک.باباجونم روزت مبارک.

کاش بودی تا دلم تنها نبود ...تا اسیر غصه ی فردا نبود...

خوش بحالت رفتی و راحت شدی ....

...

آقا جونم.مهربونم.روزت مبارک...کی میایی؟؟؟؟؟

دردت به جونم عاشق هرکس شدم او شد نصیب دیگری... دل به هرکس دادم او هم زد به قلبم خنجری ...

حال فقط تو موندی برام میخوای توهم بشکنیم؟بسم الله

نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387ساعت 11:49 قبل از ظهر توسط mej| |
Google Page Rank - Powered by www.Maker™.ir