عشق
پرستوهای عشق
خشم چیز بدی است و نشانه ی رشد یک ویژگی نامناسب است.خود شما از آن اجتناب کنید. با دخترتان درباره آن حرف بزنید و هر جایی که می توانید الگوی او شوید. نشان دهید که شماهم از خشم پرهیز می کنید. 2- مراقب حسادت باشید حسادت هم مثل خشم، بخشی از طبیعت انسان است. و در این میان بعضی فکر می کنند که بیشتر یک ویژگی زنانه است. خوشبختانه می توان با اندیشیدن، خواندن و نگاه کردن از شدت این صفت منفی کاست. درباره مشکلات ناشی از حسادت کتاب بخوانید. از تجربه های شخصی خود دلیل و مورد بیاورید. مراقب نشانه های حسادت باشید. اگر می بینید دختر شما به آن چه دوستانش دارند حسادت می کند، این احساس را در او نابود کنید. 3- گفتن قصّه قصّه ی خوب می تواند سبب شود که دخترتان زندگی را با دیدی مثبت نگاه کند. قصّه می تواند بر شمار دوستان او بیفزاید. قصّه ها را مرتب برایش تکرار کنید. بسیاری از قصّه ها آموزنده اند و بیش از درس و دانشگاه به دختران ما مطلب یاد می دهند. 4- نق نزنید به خصوص جلوی دخترتان به شوهرتان نق نزنید و غرولند نکنید. حتی اگر احساس کردید که باید غرولند کنید، در خلوت به دخترتان بگویید از این عادت بدی که دارید شرمنده اید و قصد دارید هرطور شده خودتان را از شرّ آن نجات دهید. این طوری در چشم دخترتان مانند یک قهرمان ظاهر می شوید. اذعان به اشتباه، از شما انسان عاقل تری می سازد. دخترتان هم از این رفتار شما سود می برد. غرولند کردن نشانه ی ذهن مغشوش است. علّتش این است که امور ساده و بی اهمیّت را بزرگ جلوه می دهید. موش را غول می کنید. درست بیندیشید. 5- تصمیم گیری زندگی در مجموعه ای از تصمیم گیری ها خلاصه می شود. این که چه مواقع از خواب بیدار شویم. چه لباسی بپوشیم، چه بخوریم و ... بسیاری از ما وقتی دخترانمان را بیش از اندازه مورد حمایت قرار می دهیم به آن ها ظلم می کنیم. مادرها باید به این نتیجه برسند و تصمیم بگیرند که به دخترانشان تا چه اندازه آزادی عمل و پول بدهند. یک راه مشخص و یا یک راه ساده وجود ندارد. باید به کلیّت آن نگاه کرد. راهی برای این کار وجود دارد. وقتی دخترتان به اندازه کافی بزرگ شد، به او مسوولیّت هایی واگذار کنید. به او کارهایی در منزل بدهید. این روزها زن ها تصمیمات زیادی می گیرند. در گذشته تصمیم گیری زن ها مشمول امور جزیی و بی اهمیّت می شد، امّا امروزه باید تصمیمات مهم بگیرند. خرید لباس، خرید مواد ساختمانی، خرید اتومبیل، خرید خانه، یخچال و بسیاری از اقلام ریز و درشت نمونه هایی است که می توان به آن اشاره کرد. اگر در کودکی مسوولیّت هایی را به دخترتان واگذار کنید، به او در کار تصمیم گیری کمک می کنید و شرایطی فراهم می سازید که بعداً تصمیمات عاقلانه تری بگیرد. منبع: راه های ساده برای زندگی سعادتمند بیش از چهارده قرن پیش تو یه خونه ی خوشگل و عشقولانه از نوع خداییش که دیوارش به احترام کوچولوی تازه از راه رسیده باز شد یه خوشتیپ به دنیا اومد که صداش کردند علی.به جای اینکه مثله بچگیهای من قایم موشک بازی کنه و با اصغر آقای معتاد سر اینکه توپم می افتاد تو خونشون جر و بحث کنه و آخرش باز خدا خیر بده مریم دختر اصغر آقا،که یواشکی واسم می آورد،می رفت با پسر عموش جستجوی خدا. می رفت از نزدیک سیم وصل شده ی بین محمد(ص) و خداشو میدید. هر چی میخواست یاد بگیره از همون پسر عموش یاد میگرفت-البته پسر عموشم دمش گرم مثله این معلم خصوصیا نبود که ساعتی بیست هزار تومن بگیره،یا مثله آخوندای خوشتیپ که واسه یاد دادن احکام دین منبری ده هزار تومن میگیرن،یا مثله باشگاه های ورزشی که فقط غرورمونو قوی میکنند نه قوت و نیرومون،یا مثله دانشگاههامون که شده یه جا واسه پررو شدن آقا پسر ها و از بین رفتن حجب و حیای دختر خانم ها و ایجاد رابطه ی ... بزرگتر که شد وقتی پسر عموش رسالتشو علنی کرد اولین نفر بود که مسلمون شد- مسلمون شد نه مثله ما که فقط اسممون مسلمونه- پیش همه فامیل بلند شد گفت پسر عمو تا آخرش باهاتم.ازدواج کرد نه با ارکس و شراب و هروئین و عرق و ...-البته شکر خدا ما ایرانیها ازین چیزا تو عروسیهامون نداریم!!!!!!- بچه دار شد اونم که بچه هایی که به قول محمد حسین خودمون " که علم کند به عالم شهدای کربلا را " حالا ماها هم دلمون خوشه داریم بچه بزرگ میکنیم،از هیچیشون خبر نداریم.داف و زید و بی اف و جی اف و چت و پارتی و ... تو سفر حج پسر عموش رفت بالا منبر- مجانی نه منبری ده هزار تومن – دستشو گرفت گفت " من کنت مولا فهذا علی مولا " دلش خوش بود هنوز کفنش خشک نشده بود با طناب بستنش،رو خاک جلو زن و بچش کشوندنش،زنشو پشت در له کردند،محسنش پشت در رفت،خوب شد رفت ندید.باز پررو ها اومدن در خونش آشمالی:بیا اماممون باش رفت بی شرفا خوب حقشو دادند! تو محراب ... اما بازم نیگاه کنین معرفتو به پسر بزرگیش نگفت پدر قاتلمو در بیار میدونین چی گفت ؟ گفت " چو اسیر توست اکنون به اسیر کن مدارا " مرد بود... خب بیخیخی ...پدرای خوشتیپ و زحمتکش،سفر کرده ازین دیار فانی یا اونایی که هنوز سایشون بالا سره بچه هاشونه و هنوز گرد تلخ و سوزناک یتیمی رو صورت آقا پسرا و دختر خانماشون ننشسته – خدایا بهشون طول عمر با عزت بده – کارمند،نونوا،راننده،جوشکار،کارگر،دامدار،کشاورز،بهورز،دکتر،بیکار ،معلم،معتاد،ایدزی،پلیس،دزد،قاچاقچی،آخوند،خواننده،مغازه دار،نجار،سرهنگ،جانباز و ... مهم نیست مهم اینه که بابا داشته باشی...کتکت میزنه؟زیر چشتو کبود کرده؟اخموست؟نماز نمیخونه؟پنج دقیقه دیر برسی خونه معرکه میگیره؟درآمدش زیاد نیست؟....؟؟؟؟؟؟؟؟ تو سعی کن یه طوری زندگی کن که بچه هات همین حرفارو در موردت نزنن با شمام آقا پسرا.... روز پدر مبارک.باباجونم روزت مبارک. کاش بودی تا دلم تنها نبود ...تا اسیر غصه ی فردا نبود... خوش بحالت رفتی و راحت شدی .... ... دردت به جونم عاشق هرکس شدم او شد نصیب دیگری... دل به هرکس دادم او هم زد به قلبم خنجری ... حال فقط تو موندی برام میخوای توهم بشکنیم؟بسم الله

به دختران،خویشتن داری و دوری جستن از خشم را آموزش دهید. آن قدر در توصیه ی" خشمگین نشدن" بکوشید که ملکه ی ذهن او شود.
خود شما هم بی جهت و به دلایل بی مورد خشمگین نشوید. بر سر خدمتکارتان فریاد نکشید. بی جهت، به طرف اشخاص چیزی پرتاب نکنید. بگذارید که الگو و سرمشق شایسته فرزند خود باشید.
متحیرم چه نامم شه ملک لافتی را ...![]()
![]()
آقا جونم.مهربونم.روزت مبارک...کی میایی؟؟؟؟؟



