تبليغاتX
عشق

عشق

پرستوهای عشق

در رفاقت باوفا بودن شرط مردانگي است ورنه با يک استخوان صد سگ رفيقت ميشوند....

سلام....

mej.....

آره...

همون mj خودمونه....

انتظار...

سخته...                                                                               

حالا میخواد انتظار برا هرچی باشه...

انتظار واسه اومدن واحد...تا میاد میبینی پره...

انتظار تو صف گاز ...تا نوبت تو میشه میگن پمپ خراب شده حالا برو بنزین آزاد بزن بعد مابه التفاوتشو بکش رو کرایه پدر مسافر رو در بیار...

انتظار معلما واسه واریز شدن مطالبات...ای شمع آهسته بسوز که شب دراز است...هروقت فرهنگیان عزیز پشت گوششونو دیدن مطالباتم میبینن...حالا بماند که سه چهار ساعت تو بیمارستان سرگرمت میکنن بعد میگن سیصدهزار تومن بیار...بدبخت اونی که بیمه نداره...حتی بیمه ابالفضل که هیچ جا به جز شفاخانه ی حضرت حق قبول نمیکنن...حالا هی پشت ماشینا بنویسین بیمه آقام ابالفضل...

انتظار واسه گرفتن مدرک...دانشجوهای خوشتیپ هی برین درس بخونین تو سرما...گرما...جوش بزنین...به مختون فشار بیارین...تازه وقتی مدرک میگیرین و سربازی و ...باید مدرک رو بذارین در کوزه...یا دختر خانم ها برن یه جا منشی شن با ماهی آخرش 100 تومن...از بیکاری بهتره...حالا یه سریا  نمیدونم چطوری یهو میشن دکتر!!!!!!!!!بعد میشن وزیر!!!!!!!!!!!!حالا چی بشه یکی مثه این بنده خدا ضایع بشه...بقیه گرگهایی که تو لباس میش هستند رو کی میخواد شناسلیی کنه الله اعلم...

یه زندونی محکوم به اعدام واسه رسیدن به لحظه ی اعدام...خب میخواست جرم نکنه...حالا واسه چی جرم کرده بماند...

پشت درب اتاق عمل واسه سالم و سرپا بیرون اومدن عزیزت...

انتظار گرگ واسه پیدا کردن یه فرصت توپ و حمله کردن به گوسفندای بیچاره....مثه الآن ما چوپان ها که معلوم نیست چه میکنن،دنبال تشکیل گروه و اتحادیه و ... گوسفندارو ول کردن به امان خدا...بابا رعیت جاخواب میخوان...تفریح میخوان...غذا میخوان....پوشاک میخوان....

انتظار یه عاشق واسه رسیدن به معشوقش...فقط خدا کنه معشوقش ارزش انتظار رو داشته باشه....دودره باز نشه...دنبال هوس و ... نباشه....خدایا هرچی عاشقه به عشقشون برسون...الهی آمین...

انتظار آفتابگردان واسه دوباره دیدن خورشید...خورشیدی که یه روزی بود...به همه از نزدیک نور میداد...اما آدما با کاراشون مجبورش کردن بره پشت ابر...الانم هست...اما یه ابر تیره جلوشو گرفته...آره الآن بیش از 1100 ساله دیگه آفتابگردونه نمیتونه از نزدیک خورشیدشو ببینه...اما آفتابگردون به خودش قول داده تا اومدن دوباره خورشید آفتابگردون بمونه...رنگ عوض نکنه...نذاره آفت بیفته به تنش...حتی اگه باغبون رفت و آفتابگردون رو تحویل نگرفت...مثه باغبونای امروزی که رفتن دنبال تشکیل گروه و درآوردن نفت و ....بازم آفتابگردون بمونه...خورشید من  مهدی جان بیا...نیای یکی یکی گلها پرپر میشنا...قربونت برم که حتی از پشت ابرم هوامونو داری بیا دیگه.....

نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387ساعت 8:22 بعد از ظهر توسط mej| |
Google Page Rank - Powered by www.Maker™.ir