تبليغاتX
عشق

عشق

پرستوهای عشق

 شلام گلم  

 دوست دارم با نسيم سحري  

 شاخه اي از گل ياس

بوته اي از گل مريم

بغلي از گل سرخ

همه را دسته كنم تا بسازم

 سبدي از پر طاووس سپيد

تا كه تقديم كنم

به عزيزم كه دلم ميخواهد

عشقم تفلدت مبارك

دوستت دارم رفيق تك تك لحظه هام

  اي كه با اومدنت  زندگي جان بگرفت  

  من به خال لبت اي دوست گرفتار شدم

 تفلد تفلد تفلدت مبارك تفلد تفلد تفلدت مبارك

 بیا شمع ها رو فوت کن که صد سال زنده باشی

 تفلد تفلد تفلدت مبارك تفلد تفلد تفلدت مبارك

همه بزنن كنارد برو ديگه زرد آلو به كوري چشم  بعضيا...۱....۲....۳

بده به من میکروفن رو :

تو به پاکی مثه آبی ...تو به شیرینیه خوابی

تو نجیبی مثله مریم ...به خدا عینه ثوابی

عزیزم عزیزترینم ...ای پناه آخرینم

من همونم که تو میخوای...تویی قلبم تویی جونم

 دالالای لای لالای لای لالا لالای لالای

توی باغا گل سرخـی توی آســــمون ستاره

جایی رو سراغ ندارم که نشون از تو نداره

تــــاریخ تــــولد تــــو تــــوی دفـــتر حســـــابم

شب که چشمام و می بندم باز نمیذاری بخوابم

عکس تو جور عجیبی توی چشمام می درخشه

دیوونم خدا می دونه کاش خودش من و ببخشه

 نانای نای نانای نای نانای نای نانا نای 

 توی تابستون نسیمی آفتابی تو زمستون

تو همونی که گرونه نمیاد به دستم آسون

قیمت نگاه نازت خیلیه مثل صداقت

مثِ خوب بودن تو سختی،واسه اثبات رفاقت

توی خرداد گل یاسی توی آبان گل مریم

چه شکنجه ی قشنگی میکشیم من و تو کم کم

چه تفاهمی تو عاقل دل من مات و دیوونه

درمونم دست چشاته اینم آخرین بهونه

یه روزی می شی یه دریا فرداش اما مثل کوهی

هرچی که دلت می خواد باش هرجا باشی با شکوهی

دلم و دادم به دستت گوگولي،گوگولي مگولي

قابلی نداره بردار می دونم  تو دوسم داری

وقتی که بارون می گیره چشام از عشق تو خیسه

دل برات به قول سهراب زیر بارون می نویسه

عزيز جونيم همدمم عشقم خانمم  ملوسم عمرم

مهربونم  جيگيليم نفسم عسيسم خوشگلم   رفيقم

 گلم  روحم وجودم نازم  يكي يه دونم  دردونم بهارم 

اميدم  مونسم مهربونم  پناهم ماهم

تفلللللللللللللللدت  مبارك

 

آرزویم این است  

نتراود اشک در چشم تو هرگز مگر ازشوق زیاد  

 نرود لبخند ازعمق نگاهت هرگز  

  وبه اندازه هرروز تو عاشق باشی   

                               

 با هفت تا آسمون پر از گلاي ياس و ميخك  

 با صد تا دريا پر عشق و اشتياق و پولك  

 يه قلب عاشق با يه حس بيقرار و كوچك 

 فقط مي خواد بهت بگه تولدت مبارك   

 ایشاالله سال بعد رو پیش هم جشن میگیریم گلم  

و اما کلام آخر : بارالها کمکمون کن  جشن تفلد بعدی رو  کنار هم و عشقولانه تر بگیریم.آمین

نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت 6:30 قبل از ظهر توسط mej| |

یه اتاقی باشه گرمه گرم..روشنه روشن..

تو باشی منم باشم..

کف اتاق سنگ باشه سنگ سفید..

تو منو بغلم کنی که نترسم..که سردم نشه..که نلرزم..

اینجوری که تو تکیه دادی به دیوار..پاهاتم دراز کردی..

منم اومدم نشستم جلوت و بهت تکیه دادم..

با پاهات محکم منو گرفتی ..دو تا دستتم دورم حلقه کردی..

بهت می گم چشماتو می بندی؟

میگی اره بعد چشماتو می بندی ...

بهت می گم برام قصه می گی ؟ تو گوشم؟

می گی اره بعد شروع می کنی اروم اروم تو گوشم قصه گفتن..

یه عالمه قصه طولانی و بلند که هیچ وقت تموم نمی شن..                                                            

....................................................................................................................................

دل بي تاب من با ديدنت آرام ميگيرد

اگر دوري ز آغوشم نگاهم کام ميگيرد

مرا گر مست ميخواهي نگاهت را مگير از من
که دل از ساقي چشمان مستت جام ميگيرد

....................................................................................................................................

با تو هستم اي قلم تو اي همراه و اي همزاد من

سرنوشت هر دومان حيران بارانهاي زشت سرنوشت

شعرهايم را نوشتي،دستخوش

اشك هايم را كجا خواهي نوشت؟

......................................................................................................................................

عشق تو آغاز و پايان دل است

عشق تو درياي غم را ساحل است

اينجا هميشه شب است و سكوت و درد

زنداني اين شب يلدا شدم بيا

نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم تیر 1388ساعت 5:57 بعد از ظهر توسط mej| |

از دور تو را ميپرستم نازنینم دوستت دارم

از همين راه دور به تو عشق ميورزم تا ديگر اين فاصله ها را احساس نكني....

از راه دور درد دلهاي خودم را به تو ميگويم و تو را در آغوش محبت هايم ميفشارم...

آري از همين راه دور نيز ميتوانيم دست در دست هم بگذاريم وبا هم قدم بزنيم...

به خواب عاشقي ميروم تا اين رويا برايم زنده شود...

خاطره هايمان را هميشه در ذهنم مرور ميكنم...

 و هيچگاه نميگذارم خاطره هاي لحظات با هم بودنمان از ذهنم دور شود...

 اين فاصله ها را با محبت و عشقمان ازبين ميبريم تا هميشه احساس كنيم در كنار هم هستيم....

اين است برايم يك خواب عاشقانه...

خواب ديدن چشمان زيباي تو...

خواب آغوش گرم و مهربانت...

خواب خنده هاي اميد بخشت و خواب بوسيدن لب هايي كه دوستت دارم را فرياد ميزنند...

 نازنينم دوستت دارم...

نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388ساعت 11:44 قبل از ظهر توسط mej| |

کاش رویاهامام روزی حقیقت میشدند...تنگنای سینه ها دشت محبت میشدند ...سادگی مهر و وفا قانون انسان بودن است ....کاش قانونهایمان یکدم رعایت میشدند

  ...........................................................................................................................   

 پيش ما سوختگان مسجد و ميخانه يكـيست...حرم و دير يكي، سبحه و پيمانه يكيست...اينهمه جنگ و جدل حاصل كوته‌نظري است...گر نظر پاك كني كعبه و بتخانه يكيست

...........................................................................................................................

بر بال شکسته ی مرغ خیال سر به پرواز در می آورم و در نیمه ای از فراز آسمان ها گذر خواهم کرد تا در شهری به کوچکی دستانت و به زیبائی چشمانت فرود آیم و به جستجوی تو کوچه  به کوچه و خانه به خانه ی آن شهر را زیر و رو میکنم تا به خانه هایی که بوی عطر آشنایی تورا دارد پا نهم و درب قفس قلب بیقرارم را به آغوش تو خراب کنم و دوباره همراه آن مرغ خیال از صخره ها به دشت های منجمد و از کوه های غم انگیز به روزگار تنهائی خود باز میگردم و به انتظار مینشینم ...

...........................................................................................................................

واسه اینکه یه گل بخنده حتما باید یه ابر گریه کنه ابرتم گلم،همیشه بخند

همچو عکس رخ مهتاب که افتاده در آب            در دلم هستی و بین منو تو فاصله هاست

...........................................................................................................................

سلام...مرسی از همه...اول عزیزترینم(E)...که خیلی دوسش دارم...بعدشم بقیه ی کسانی که میان و میرن حالا یا با اضافه شدن لینکشون یا نه...یک سال بزرگتر شده mej ....یه شروع جدید توی سال جدید با کلی آرزوهای عشقولانه....فقط برامون دعاکنین                 

نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388ساعت 11:30 بعد از ظهر توسط mej| |

چه شبها كه روياي دستان پرمهرت  خواب از چشمانم مي رباید و در دل

ظلمت شب تو را فرياد ميزنم…

آري نازنينم...

قلبم را به توباخته ام...قلبي كه زخم خورده  دشنه داغ زمونه ی بیوفاست

و ابراز علاقه تو مرحمي است  بر دردهاي آن...

حلقه عشقت بوسه گاه  لبهاي داغ من است...

 چه ساده عاشقت شدم...

صبورانه ميگذرانم اين چندروز را تا دوباره  جان بگيرم از ديدار تو.....

سلام...عیدتون مبارک...مرسی از همه که میان و میرن یا به قول یه بنده خدا:گذری نیم نگاهی نظری...

هفت سین امسالم رو با سرمه چشات،سادگی وجودت،سر و صدای قلبت،ساز صدات،سوی چشات،سرخی خونت و به نیت سلامتیت میچینم...و کنار سفره ی دلم وقتی ذره ذره ی وجودم یا محوّل الحول و الاحوال میخونن به این امید که سال دیگه اولین نفری که بعد از لحظه ی تحویل چشمم تو چشاش میفته تو باشی  سال جدید رو شروع میکنم...

نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387ساعت 6:0 بعد از ظهر توسط mej| |

سلام...

نازنین یاره وفاداره دلم تولدت مبارک...

دلبر و دلدارم با اومدنت جونه دوباره گرفتم و غم و غصه هام فراموشم شد...

گلم به تو تقديم ميكنم تمام احساسات دورنم را كه مشتاقانه تو را طلب ميكنند...
مهربونه همیشگیه من به تو تقديم ميكنم لحظه لحظه هاي دلتنگي ام را كه به وسعت تمام روزهايي 
است كه دور از تو سر میکنم...
وبه تو تقديم ميكنم عشق را كه در تپشهاي قلبم و دراشتياق چشمان هميشه 
منتظرم
يافتم...
اين ارزشمندترين هديه من به توست...
 گوشه اي از قلبت پناهش ده و با خورشيد مهرباني ات نگهبانش باش..

sms تولدت مبارک

.................................................................................................................

دارمت دوست به حدی که خدا میداند...

بده دستاتو به من تا باورم شه پیشمی...میدونم خوب میدونی تو تار و پود و ریشمی

توکه از دنیا گذشتی واسه یک خنده ی من......چرا من نگذرم از یه استخون به نام تن

تو خیالمم نبود دوباره عاشقی کنم...................ممنونم اجازه دادی با تو زندگی کنم

................................................................................................................

دور از تو نفس کشیدنم ممکن نیست                  من ماهیه تشنه ام تو دریای منی

 

نوشته شده در جمعه هجدهم بهمن 1387ساعت 1:22 بعد از ظهر توسط mej| |

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com                                          تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com                                  تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

بهای گناهان ما پرداخت شده است - مسيح سليب   بهاربيست

الا ای برف!

چه می ‏باری بر اين دنيای ناپاکی؟

بر اين دنيا که هر جايش

رد پا از خبيثی است

مبار ای برف!

تو روح آسمان همراه خود داری

تو پيوندی ميان عشق و پروازی

تو را حيف است باريدن به ايوان سياهی‏ها

تو که فصل سپيدی را سرآغازی

مبار ای برف...

سلام...خوبین؟خوش میگذره؟مرسی از همتون...برامون دعا کنین...

نوشته شده در جمعه چهارم بهمن 1387ساعت 6:47 بعد از ظهر توسط mej| |

بشنو از نی چون حکايت ها کند
از سر ببريده ای هر دم حکايت ها ميکند
بشنو از نی چون شکايت ها کند
وز لب خشکيده ای هر دم حکايت ها کند
بشنو از ني در ره دلدادگی
در زه دلدادگي فرزانگی
بشنو از ني آن به غايت راستين
حامل راس حسين اندر زمين
بشنو از نی از زمين کربلا
ناله و نفرين و آه و نينوا
بشنو از نی چون حکايت ها کند
از بدي هاي زمين هر دم شکايت ها کند
بشنو از نی از زبان اهل دل
راستگويان در سرای اهل دل
بشنو از ني واقعه از کربلا
کاروان کي ميرسد در نينوا ؟

اندر سر نی بی بدن قرآن میخواند حسین...با یاد قیام سرخ...

سلام...شرمنده کم پیدام...مرسی از حضور همتون تو این خاطره سرا...

اون قدیم ندیما...mej همش غم بود...همه روزش محرم و آه و ناله...

اما الان به قول شاعر شکر ایزد که به اقبال...

به قول یه مهربون عزیزی-که با آمدنش وجود معنا بگرفت-:

اگر دلتان لرزید،بغضتان ترکید،کسی اینجا محتاج دعاست...

نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم دی 1387ساعت 7:23 بعد از ظهر توسط mej| |

در رفاقت باوفا بودن شرط مردانگي است ورنه با يک استخوان صد سگ رفيقت ميشوند....

سلام....

mej.....

آره...

همون mj خودمونه....

انتظار...

سخته...                                                                               

حالا میخواد انتظار برا هرچی باشه...

انتظار واسه اومدن واحد...تا میاد میبینی پره...

انتظار تو صف گاز ...تا نوبت تو میشه میگن پمپ خراب شده حالا برو بنزین آزاد بزن بعد مابه التفاوتشو بکش رو کرایه پدر مسافر رو در بیار...

انتظار معلما واسه واریز شدن مطالبات...ای شمع آهسته بسوز که شب دراز است...هروقت فرهنگیان عزیز پشت گوششونو دیدن مطالباتم میبینن...حالا بماند که سه چهار ساعت تو بیمارستان سرگرمت میکنن بعد میگن سیصدهزار تومن بیار...بدبخت اونی که بیمه نداره...حتی بیمه ابالفضل که هیچ جا به جز شفاخانه ی حضرت حق قبول نمیکنن...حالا هی پشت ماشینا بنویسین بیمه آقام ابالفضل...

انتظار واسه گرفتن مدرک...دانشجوهای خوشتیپ هی برین درس بخونین تو سرما...گرما...جوش بزنین...به مختون فشار بیارین...تازه وقتی مدرک میگیرین و سربازی و ...باید مدرک رو بذارین در کوزه...یا دختر خانم ها برن یه جا منشی شن با ماهی آخرش 100 تومن...از بیکاری بهتره...حالا یه سریا  نمیدونم چطوری یهو میشن دکتر!!!!!!!!!بعد میشن وزیر!!!!!!!!!!!!حالا چی بشه یکی مثه این بنده خدا ضایع بشه...بقیه گرگهایی که تو لباس میش هستند رو کی میخواد شناسلیی کنه الله اعلم...

یه زندونی محکوم به اعدام واسه رسیدن به لحظه ی اعدام...خب میخواست جرم نکنه...حالا واسه چی جرم کرده بماند...

پشت درب اتاق عمل واسه سالم و سرپا بیرون اومدن عزیزت...

انتظار گرگ واسه پیدا کردن یه فرصت توپ و حمله کردن به گوسفندای بیچاره....مثه الآن ما چوپان ها که معلوم نیست چه میکنن،دنبال تشکیل گروه و اتحادیه و ... گوسفندارو ول کردن به امان خدا...بابا رعیت جاخواب میخوان...تفریح میخوان...غذا میخوان....پوشاک میخوان....

انتظار یه عاشق واسه رسیدن به معشوقش...فقط خدا کنه معشوقش ارزش انتظار رو داشته باشه....دودره باز نشه...دنبال هوس و ... نباشه....خدایا هرچی عاشقه به عشقشون برسون...الهی آمین...

انتظار آفتابگردان واسه دوباره دیدن خورشید...خورشیدی که یه روزی بود...به همه از نزدیک نور میداد...اما آدما با کاراشون مجبورش کردن بره پشت ابر...الانم هست...اما یه ابر تیره جلوشو گرفته...آره الآن بیش از 1100 ساله دیگه آفتابگردونه نمیتونه از نزدیک خورشیدشو ببینه...اما آفتابگردون به خودش قول داده تا اومدن دوباره خورشید آفتابگردون بمونه...رنگ عوض نکنه...نذاره آفت بیفته به تنش...حتی اگه باغبون رفت و آفتابگردون رو تحویل نگرفت...مثه باغبونای امروزی که رفتن دنبال تشکیل گروه و درآوردن نفت و ....بازم آفتابگردون بمونه...خورشید من  مهدی جان بیا...نیای یکی یکی گلها پرپر میشنا...قربونت برم که حتی از پشت ابرم هوامونو داری بیا دیگه.....

نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387ساعت 8:22 بعد از ظهر توسط mej| |

 

سلام...

حال احوال چطوره...مرسی از حضور سبزتون

۱-دیروز رفته بودم تشییع جنازه یه بنده خدا...چه سنگین میرود این مرده از بس آرزو دارد.

۲-میگن سریال امام حسین بعد از اینکه یک میلیارد تومن خرجش کردن توقیف شده...خسته نباشی به عوامل دست اندر کار

۳-میکن یارو رفت پیش آسیابان میگه:                                                                                         تو از کجا میفهمی این الاغی که قراره چرخ آسیابتو بچرخونه کارشو میکنه و دودرت نمیکنه؟         آسیابونه میگه:یه زنگوله به گردنش انداختم هر وقت حرکت کنه صدای زنگ میاد هر وقت وایسته از قطع شدن صدای زنگ میفهمم.یارو میگه حالا اگه خره وایسته و سرشو هی تکون بده چی؟...به این میگن...

۴-پیش پیش عید فطر مبارک...

عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت 

صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت

نوشته شده در سه شنبه نهم مهر 1387ساعت 3:50 بعد از ظهر توسط mej| |

شب خیز که عاشقان به شب راز کنند............گرد در بام دوست پرواز کنند

هر جا که دری  بود به  شب  در بندند.........الا در دوست را که شب بازکنند

عمریست که ما ریزه خوار خوان تو هستیم.......فراوان تو هستیم شرمنده ز الطاف

پرونده ی ما گر سیه از فرط گناه است.........درکش قلم عفو‌٬که مهمان تو هستیم

خوشتیپ ها رمضون اومده...چی چی آورده؟...با صدای چی؟...

عاشقان پنجره باز است اذان میگویند...

وقتشه...وقته چی؟....

بلند شو...

دیر نشه؟...

 دست خالی نریم...

مهمونی دعوتیم...چی ببریم؟...گناه خوبه؟...

میبخشه؟آره خودش گفته...بده نریم...همه دعوتیم...پس بلند شو...

 

نوشته شده در شنبه نهم شهریور 1387ساعت 7:20 بعد از ظهر توسط mej| |

                              روزگاریست که همه عرض بدن میخواهند    

                                                                    همه از دوست فقط چشم و دهن میخواهند...   

                      دیو هستند ولی مثل پری میپوشند    

                                                گرگهایی که لباس پدری میپوشند  

  

صداقت يعني از مرز افق ها
                               به قصد ديدن رويت گذشتن
     ميان كوچه هاي سبز احساس

                               به دنبال قدم هاي تو گشتن
نجابت يعني از باغ نگاهت
                                به رسم عاطفه يك پونه چيدن

                                                    ميان سايه روشن هاي احساس        
                                                                  ترا از پشت يك آئينه ديدن

                                   

               طبیبان بر سر بالین من آهسته میگفتند

                                                  که امشب تا سحر این عاشق دلخسته میمیرد

          ز هر جا بگذرد تابوت من غوغا بپا خیزد

                                          چه سنگین میرود این مرده از بس آرزو دارد

 

نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 7:15 بعد از ظهر توسط mej| |

با آرزوی بهترینا واسه همتون سلام...

به همه...

اونایی که میان و میرن...

حالا یا نظر میدن یا نه...

دختر خانم...

آقا پسر...

این وبه کوچول موچول...

با افتخار اعلام میکنه...

یه نویسنده جدید داره...

یه خوشتیپ واقعی...

یه بامرام...

یه وب نویسه توپ...

مثه من چرت و پرت نمینویسه...

اعتراف میکنم ...

عالی مینویسه...

مرسی از سحر عزیز...

نوشته شده در پنجشنبه هفدهم مرداد 1387ساعت 5:53 بعد از ظهر توسط mej| |
به سلامتی پابرهنه هاى رفاقت كه ميدونى‎ ‎هيچ ریگی توكفششون نيست. یه دوست خوب داشتن بهتر از تنهايي و تنهايي بهتر از با هر کس بودن است. يارب محبت چه چشمه ايست که يک جرعه ازآن نوشيدم ويک درياگريستم. من پذيرفتم که عشق افسانه است اين دل دردآشنا ديوانه است ميروم شايد فراموشم کني بافراموشي هم آغوشم کنم . تيکه به شونه هام نکن من ازخودت خسته ترم.ماکه به هم نميرسيم بسه ديگه بزاربرم.نميدوني چه غم سختي موندن موندن به روي خود درهاروبستن. Yeki ghashangie manzare ro mibine,yeki kasifie panjare.In toyi ke tasmim migiri chi bebini!Omidvaram hamishe ghashang bebini,hata az poshte 1 panjereye kasif
نوشته شده در سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 9:27 قبل از ظهر توسط mej| |
شعبان شد وپيک عشق از راه آمد عطر نفس بقيه الله آمد با جلوه سجاد و ابوالفضل و حسين (ع) يک ماه وسه خورشيد به دنيا آمد.
نوشته شده در سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 9:22 قبل از ظهر توسط mej| |

سلام.........دوستان گلم..............این روشی که میگن ایرانسل هک شده و میشه شارژ رایگان بگیری.......دروغه محضه...از اعتبار خودتون کم میشه.....نکنین...من کردم از اعتبارم کم شد......

چه مملکتی شده دزدی چقدر زیاد شده........

داریم به کجا میریم؟

خجالتم خوب چیزیه....

نوشته شده در جمعه یازدهم مرداد 1387ساعت 11:47 قبل از ظهر توسط mej| |


ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه دهم مرداد 1387ساعت 10:36 بعد از ظهر توسط mej| |

نوشته شده در پنجشنبه دهم مرداد 1387ساعت 10:32 بعد از ظهر توسط mej| |

نوشته شده در پنجشنبه دهم مرداد 1387ساعت 10:27 بعد از ظهر توسط mej| |

سوختم و آب شدم به پات
امروز وفردا نداره
خوشت مياد ببينی نه؟
کشتن تماشا نداره
قهر می کنی ناز می کنی
ناز می کشم آشتی کنی
قصه که نيست حقيقته
دروغ ودعوا نداره
ضرب المثل دروغ می گه
نه..... دل به دل راه نداره
عاشق وطردش می کنن
تو هيچ دلی جا نداره
دوره زمونه دوره حرفهای عاشقانه نيست

صحبت پول وشهرته صحبتی از ترانه نيست
يه روز منو خواسته بودی يه روز خيلی خوب دور
امروز چه راحت نمی خواهی!من بد شدم بهانه نيست
اگه بفهمن عاشقی همه بهت بد می کنن
نسبت ديونه می دن دست تو را رد می کنن
اگه بخواهی بجنگی با دستای شوم سرنوشت
به هر چه آدمک دارن راه تو را سد می کنن
بفهمه عاشق شدی هی با تو بازی می کنه
ديونه آزار اونم باز تو رو راضی می کنه؟
رفتی کجا در می زنی اون خوديه رات نمی ده
غريبه باشه اون مهمون نوازی می کنه
کافيه چيزی بدونه کار تو ديگه مردنه
ديگه وظيفت اسموشو با صدتا جون آوردنه
يه بازی يک طرفست که آخرش مشخصه
هميشه بازنده تويی سهم اونم که بردنه
اگه بگی دوسش داری اون تو رو يادش نمی ياد
فرقی نداره چقده چه کم بدونه چه زياد
بايد هنر پيشه باشی تا نقشتو خوب بازی کنی
يعنی که وانمود کنی يه جوری ازش بدت می ياد
عاشقی ديگه تو عصر ما هيچ جايی حرمت نداره
انگار کسی نمره خوب واسه شجاعت نداره
شايد يه جوری شده که هيچ آدمی تو عصر ما
برای انتخاب شدن اصلا لياقت نداره
رنگ گل دسته گلا فقط رز زرده همين
عاشق هر کس که بشی عاقبتش درده همين
هر کی گمشده داره تمام دلخوشيش اينه
اگه يه روز معجزه شه اگر که برگرده همين
زمونمون عوض شده دوره نفرينه وجنگ
زياد شديم زياد شده آدم بدرنگ و دورنگ
قلب کوچيک عاشقو با يه اشاره می شکنه
اون کسی که دوسش داره با تيرکمون با چوب

نوشته شده در شنبه پنجم مرداد 1387ساعت 11:5 قبل از ظهر توسط mej| |

مرد پرافتخار وزنه برداری کشورمان گفت: بسیار مایل بودم با حضور در المپیک پکن و کسب سومین مدال طلای المپیک دل 70 میلیون ایرانی را شاد کنم اما متاسفانه شرایط به گونه ای رقم خورد که شرمنده مردم شدم.

به گزارش خبرنگار مهر، حسین رضازاده قهرمان پرآوازه وزنه برداری ایران و جهان که شب گذشته به طور رسمی از دنیای قهرمانی خداحافظی کرد امروز با حضور در یک برنامه تلویزیونی به تشریح دلایل این کناره گیری پرداخت.

رضازاده گفت: 9 ماه تمرینات سخت و فشرده را به این امید پشت سر گذاشتم که بتوانم با حضور در بازیهای المپیک پکن بازهم دل مردم ایران و دل رهبر معظم انقلاب را شاد کنم اما متاسفانه نشد. پزشکان تصمیم گرفتند که برای حفظ سلامتی ام از دنیای قهرمانی خداحافظی کنم که من هم ناچار پذیرفتم.

قهرمان پرآوازه وزنه برداری کشورمان ادامه داد: در تمام این سالها مردم دوست داشتنی کشورمان با دعای خیر خود کمک حال من بودند. همیشه موفقیت هایم را مدیون دعاهای آنها دانسته ام و از همین جا دست تک تک آنها را می بوسم و امیدوارم که بازهم مرا از دعای خیر خود محروم نکنند.

رضازاده ادامه داد: خاطرات زیادی در این مدت داشته ام و موفقیت های زیادی را هم برای کشورم به ارمغان آوردم که همه اینها را مدیون زحمات همه مسئولان ورزش کشور، مسئولان فدراسیون وزنه برداری و مردم خوب کشورمان بودم.

وزنه بردار دسته سنگین وزن کشورمان در ادامه گفت: امیدوارم بتوانم در آینده با حضور در کلاس های بین المللی و آموختن نکات فنی بازهم به ورزش و مردم کشورم خدمت کنم.

حسین رضازاده در پایان گفت: هر جا فدراسیون وزنه برداری بخواهد فعالیت خواهم کرد و امیدوارم بتوانم مفید واقع شوم.

نوشته شده در جمعه چهارم مرداد 1387ساعت 10:30 قبل از ظهر توسط mej| |

 

۱ـ روش کوزه ایی : همان روش قرن های قدیم که دختر کوزه به دوش به سمت رودخانه می رفت پسر به کوزه می خوره کوزه بشکست و بعد چنین گفته اند که : اگر با من نبودش هیچ میلی چرا ظرف مرا بشکست لیلی نتیجه گیری : بحران ازدواج حال حاضر بخاطر لوله کشی شدن آبه .

۲ـ روش عرفانی : چهل شبانه روز جلوی خونه رو آب و جارو میکنی و ده تا شمع روشن میکنی شکلات بین مردم تقسیم میکنی تا مرد آرزوهات بیاد. نتیجه گیری : در صورت کمبود شمع میتونین فانوس هم روشن کنین .

3ـ روش سوسکی : بخاطر ترس از یه سوسک که حتی میتونی خودت اون رو تو خونه یا کوچه کار بزاری همچین محکم میپری تو بغلش و بهش می چسبی که هیچ جور نتونه تو رو از خودش جدا کنه . نتیجه گیری : با تشکر از کلیه سوسک های محترم مقیم مرکز و حومه .

۴ـ روش تیپ : انواع تیپ های مختلف روی خودت پیاده میکنی بیست و دو کیلو لوازم آرایش روی خودت خالی میکنی و سعی میکنی تا آنجا که ممکن است لباس ها مورد توجه باشند طوری که هرکس که تو خیابونه مجبور بشه حتما یک بار شما را نگاه کنه بعد گوشه خیابون می ایستی تا شوهر مناسب سوارت کنه . نتیجه گیری : خطر احتمال از بین رفتن آبروی چندین و چند ساله تان وجود دارد اما چون به خاطر ازدواج است مسئله نیست این دفه !

۵ ـ روش خر خونی : تو کلاس و مدرسه و دانشگاه نمره بیست کلاس میشی بلاخره تو کل سال های مدرسه یه خر خون دیگه پیدا میشه که بیاد سراغت و باعث بشه که نترشی . نتیجه گیری : اگه شوهر پیدا نشد تا مقطع دکترا ادامه بدین و بعد ترک تحصیل کنین.

۶ ـ روش مایه داری : با دوستان توی انواع پارتی های شبانه و پیست های اسکی و باشگاه های بیلیارد و بولینگ هر کوفت و زهر مار دیگری که میتونی شرکت میکنی و حواست فقط به یه شوهر مناسب هست تا چیز های دیگه . نتیجه گیری : سعی کنین همیشه چند میلیون در کیف خود داشته باشین.

۷ـ روش مذهبی : توی انواع مجالس مختلف مذهبی شرکت میکنی توی هیچ چیز کم نمی آری جایی نیست که مراسمی باشه و تو اونجا نباشی تا بلاخره یه شوهر گیرت بیاد . نتیجه گیری : التماس دعا خواهر .

۸ ـ روش فامیلی : یه کاغذ بر میداری و اسم تمام پسرهای فامیل از سن پنج تا پنجاه ساله رو که ازدواج نکردنن رو روش می نویسی بعد شروع به بررسی و تفکیک میکنی و اونهایی که شرایط را دارن رو انتخاب میکنی و یه برنامه ریزی برای عملیات تاکتیکی که بلاخره یه کدوم رو خفت کنی . نتیجه گیری : می تونین روی یه بچه پنج ساله برای بیست سال آینده برنامه بریزین

۹ ـ روش نامردی : جلوی یکی از این ماشین های پلیس یه دفعه می پری پسره رو میگیری تو بغلت و دستت رو میکنی تو دستش و ازش... (سانسور ) میگیری تا بعد از تعهد توی کلانتری مجبور بشه که باهات ازدواج کنه . البته این روش برای اونهایی است که از کلیه روش های بالا نا امید شده اند

نوشته شده در سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت 9:27 قبل از ظهر توسط mej| |
  1. روزي يك mj براي اجراي مراسم سوگواري وارد مسجدي شد كه سوگواران را تركها و لرها تشكيل ميدادند مداح پس از كمي مداحي براي اينكه مجلس عرفاني داشته باشد گفت كه چراغها را خاموش كنيد مي خواهم همه شما رابه كربلا ببرم وشروع به مثيبت خواني كردپس از اتمام مثيبت كه چراغها را روشن كردند متوجه شدهمه تركها با ساك يا چمدان نشسته اند پرسيد چه شده چرا ساك برداشته ايدگفتند خودتان گفتيد مي خواهم ببرمتان كربلا مداح گفت لرهاكجايندگفتند رفتند ترمينال جا بگيرند
  2. *تركه قاضي ميشه بهش ميگن حكمت چيه ؟ ميگه : پيك
  3. *حلالي (يارو نوحه خونه)زنگ ميزنه خونه فاميلشون ميگه : الوه الوه الوه
  4. *يه يارو هر شب جمعه ميرفته سرخاك پدرش فاتحه ميخونده.بعدازچندي خسته ميشه يه سايت تو اينترنت بنام پدرش باز ميكنه وهرشب جمعه فاتحه رو براي باباش ايميل ميكنه.
  5. *يه بسيجي ميره مكه باخودش ارپي جي ميبره.ميگه : ميخوام بزنم يك باره شيطون و داغون كنم.بااين سنگريزه هاازرو نميره
  6. يه روز يه يارو ميخوره به پارو
  7. يارو ميره استخر مايوش سوراخ بوده غرق ميشه
  8. يه روز يه خره به خره ديگه ميگه حيف خري وگرنه بهت مي گفتم
  9. به يارو ميگن يه پيامبر نام ببر ؟ ميگه : سوج ميگن اين ديگه كيه اسكول خان ميگه : من چه ميدونم کاميونه نوشته ياسوج
  10. يه دفه يه تركه ميخوره به جدول بعدش شروع به حلش مي كنه
  11. ترکه داشته عين خر تو خيابون داشته ميرفته ( با ماشين البته ) پليس ميبينه ميگه : بزن بغل ترکه ميزنه بغل پليسه ميگه : کارت ماشين ؛ گواهينامه ؛ بيمه ترکه ميگه: چيه بايد جمله بسازم
  12. روز يه اصفهاني رو ميگرن مي برن زندان رو ميکنه به نگهبان زندان ميگه آقا لطفا يه ليوان آب بديد آقاهه محل نميزاره دوباره ميگه حاج آقا لطفا يه ليوان آب بديد باز هم محل نميزاره .اين دفعه ميگه کربلايي يه ليوان آب بديد آقاهه ميره يه ليوان آب مياره بعد رو به زنداني ميگه ازکجا فهميدي من کربلايي هستم زنداني ميگه چون هم کري و هم بلايي  
  13. يه روز يه عربه بليته هواپيما ميگيره ميره راه آهن سواره اتوبوس ميشه با دوچرخه ميره خونشون
  14. يه روز يه اصفهانيه به خدا ميگه : خدا 1000000 سال برات چقدره ؟ خدا ميگه : 1 دقيقه اصفهانيه باز ميگه : خدا 1000000 يورو برات چقدره ؟ خدا ميگه : 1 پني اصفهانيه ميگه : خدا پس يه پتي به من بده خدا هم ميگه : پس 1 دقيقه صبر كن
  15. رشتيه داشته بچشو نصيحت مي‌كرده، ميگه پسرم اگه خواستي زن بگيري از فاميل بگير، نيگا كن، مثلا داييت زن داييتو گرفته، عموت زن عموتو گرفته، منم كه مامانتو گرفتم
  16. تركه هزار تومن ميندازه صندوق صدقات، تا غروب واميسته اونجا هركي مياد پول بندازه ميگه آقا برو من حساب كردم
  17. كره خره به مامانش ميگه مامان چرا هميشه سرمون پايينه؟ مامانه ميگه اي مادر، اين تركا كه برا ما آبرو نذاشتن!
  18. يك روز يك مار با جوجه تيغي ازدواج ميكنه بچه شون سيم خاردار درمياد
  19. يه آباداني ،عينك آفتابي ميزنه ميره كنار دريا ؛ميگه اوه ولك چه قدر نوشابه!!!!
  20. يه روز به ترك ميگن با صداقت جمله بساز ميگه داشتيم تلو يزيون مي ديد يم كه صدا قط شد
  21. بازم هست اما تو ادامه مطلب 

ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت 9:24 قبل از ظهر توسط mej| |

 اگر لذت ترك لذت بداني دگر شهوت نفس لذت نخواني

از سينه تنگم دل ديوانه گريزد ديوانه عجب نيست كه از خانه گريزد

 عاشقي پيداست از زاري دل نيست بيماري چو بيماري دل

 روزاحباب تو نوراني الي يوم الحساب روزاعداي تو ظلماني الي يوم القيام

 گفتمش نقاش را نقشي بكش از زندگي با قلم نقش حبابي بر لب دريا كشيد

 آنكةعاشقانةخنديدخندهاي منودزديد پشت پلك مهربوني خواب يك توطئةميديد

توراميبينم وميلم زيادت ميشود هردم توراميبينم ودردم زيادت ميشود دردم

هركسي هم نفسم شددست آخرقفسم شد منه ساده بخيالم كه همه كاروكسم شد

نيازارم ز خود هرگز دلي را كه مي ترسم در آن جاي تو باشد

گر بي خبر آمديم به كوي تو، دور نيست فرصت نيافتيم كه خود را خبر كنيم

 گرچه میدانم نمي‌آيد،ولي هردم از شوق سوي درمي‌آيم و هرسو،نگاهي میکنم

 از سوز محبت چه خبر اهل هوس را اين اتش عشق است نسوزد همه كس را

 آورم پيش تو از شوق پيام دگران گويمت تا سخن خويش به نام دگران

 من بخال لبت اي دوست گرفتار شدم چشم بيمار تو را ديدم و بيمار شدم

 گاه گاهي به من ازمهر پيامي بفرست فارغ ازحال خود و جان و جهانم مگذار

 غمي خواهم كه غمخوارم تو باشي دلي خواهم كه دل آزارم تو باشي

 گر نرخ بوسه را لب جانان به جان كند حاشا كه مشتري سر مويي زيان كند

گر هيچ مرا در دل تو جاست بگو گر هست بگو نيست بگو راست بگو

صبر در جور و جفاي تو غلط بود غلط تكيه بر عهد و وفاي تو غلط بود غلط

گرچه هرلحظه زبيداد تو خونين جگرم هم بجان توكه ازجان بتو مشتاق ترم

 غير از غم عشق تو ندارم , غم ديگر شادم كه جز اين نيست مرا همدم ديگر

 دل كه آشفته روي تو نباشد دل نيست آنكه ديوانه خال تو نشد عاقل نيست

 زدرد عشق توبا كس حكايتي كه نكردم چرا جفاي تو كم شد؟شكايتي كه نكردم

 تو كيستي،كه اينگونه،بي تو بي تابم؟ شب از هجوم خيالت نمي برد خوابم

بشنو از ني چون شكايت ميكند از جداييها حكايت ميكند

نوشته شده در سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت 9:4 قبل از ظهر توسط mej| |

ای روح دعا سلام مهدی

1170 بهار وخزان گذشت ونیامدی0سالهاست نگاهم پشت پنجره ای که متعلق به فرداست قاب گردیده وگرد وغبار هجران برآن سایه افکنده0

عمری است که برای آمدنت بی قرارم0 یابن الزهرا،ببین از فراقت سخت بارانیم0 ببین ثانیه ها چگونه از هجر تو بغض کرده وبه هق هق افتاده اند0

آقا جان!حیف نیست ماه شب چهادره پشت ابرهای تیره وپاره پاره پنهان بماند،حیف نیست دیده را شوق وصا ل باشد ولی فروغ دیده نباشد0

بیا وقرار دل بیقرارم شو0 بیا وصداقت آینه را به زلال آبی نگاهت پیوند بزن0 بیا تا سر به دامانت بگذارم وعقده های چندین ساله ام را باز کنم0 تو که معنای سبز لحظه هایی بیا تو که ترنم الطاف حق تعالی بیا

بیا که از هجرت چون اسپندی بر آتشم0 یوسف فاطمه!کی طنین دلنواز انا بقیه ا000 تو از کعبه مقصود جانها را معطر می نماید0 کی کعبه به خود می بالد وزمین بر قامت دلربایت طواف عشق می گزارد وجان در سعی وصفای نگاه تو محرم می شود ومناسک حج وقربان را بجای می آورد0 برای آمدنت تمام دلهای عشاق دنیا را به ضریح چشمهای قشنگ وعباس گونه ات گره زده ایم ودر مراسم اعتکاف شبهای فراق برای گرفتن حاجتمان دست به دعا برداشته ایم0 آقا جان برای آن لحظه که سبز پوش با پرچم یالثارات الحسین در انتهای افق غباری بپا می شود وتو با ذوالفقار حیدر وسوار بر اسب سفید قصه ها می آیی لحظه ها را بدست باد می سپارم0

بگذار صادقانه بگویم که کهانسالترین آرزوی دلم آرزوی وصال توست!آرزویی که برای بدست آوردنش تمام کلافهای عمرم را به بازار معشوق فروشان برده ام وخودم را در جرگه خریداران یوسف زهرا(س) قرار داده ام0

نازنینم!تو زیبا ترین دلیل برای شبهای قدر وشب زنده داریهای منی تو ضیاعین ودلیل امن یجیب منی 0

آقا جان! می خواهم برایت قصه بگویم 0 قصه سیب وگندم ومردی که سالهاست در میان مردم چشمم ایستاده،قصه خوشه خوشه انتظار وچشمانی که درو میکنند،قصه باران وسطرهایی که دلواپس پونه هاست،قصه اسب وخیال آمدن تو در باران،قصه هایی که مشق هر شب من است0

کاش می شد واژه ها را شست وانتظارراتفسیر کرد ولی افسوس000

میدانی مرز انتظار کجاست!؟آنجا که قطره اشک منتظری سدی از دلواپسی ساخته وقطره قطره انتظار را ذخیره می کند،آنجا که وجودش چون جرعه ای آب از تشنه ای رفع عطش می کند آنگاه که می فرماید اگر شیعیان ما مرا به اندازه قطره ای آب بخواهند هر لحظه ظهور من نزدیکتر می شد0

حس می کنم نزدیکی آنقدر نزدیک که با آمدن یک نسیم تو را احساس کرد وبویید0

خوب می دانم که آخر دل سنگ وطلسم نحس قصه را می شکنی وآنگاه زمان وصل وجان نثاری می رسد0

پس بیا از پس کوچه های انتظار ،بیا که شعرهایم بی قافیه مانده اند،بیا که با آمدنت گم میشود در تبسم تو بغض چندین ساله ام،بیا که غزلهایم مضمون ندارند ومثنوی عشق نا تمام است0

محبوبم!هر روز که میگذردبیشتر از قبل دلم برایت تنگ می شود0 عشق تو سراسر وجودم را فرا گرفته و اگر دلم را بشکافی بر لوح آن نام تو هگ گردیده وکنون ای بهار عشق!می ترسم از خزان عمرترسم از ندیدن است بگو که تا خزان من آیا فرصت بهار دیدن است؟

یابن الزهرا!"لیت شعری أین استقرت بک النوی"0 کاش میدانستم که کجا وکی دلها به ظهور تو آرام خواهند گرفت0

بنفسی أنت!

به جانم سوگند که تا طلوع صبح صادق به انتظارت خواهم ماند ولحظه ها را با تمام سنگینی به دوش می کشم وسکوت ثانیه ها را به ازای فریاد زمان تحمل می کنم فقط برای رسیدن به لحظه با شکوه وصا لت0

آقا جان!

دروادی انتظار زمان را بنگر که چگونه از هجر تو همچون شمع ذره ذره آب می گردد0 کی می آیی که قطره ها به دریا بپیوندند؟خیبر گشای فاطمه(س) کی می آیی؟

کی می آیی که کران تا بیکران دلم را برایت چراغانی کنم وچشمانم را فرش قدومت نمایم؟

بیا که بهار بی صبرانه مشتاق آمدن توست وقلبم جویبار اشکهایی که هرروز وشب برای فراق تو ریخته می شوند0

یاس سفیدم!بیا که با ظهورت آیه"والنهار اذا تجلی" تأویل گردد0 بیا که چشمه سار وجودم سخت خشکیده وفریاد العطش برآورده،بیا تا از نرگس چشمانت عطری برای سجاده ام بگیرم0بیا ومرا زائر شهر قاصدکها کن،بیا000

دلم برای ورود هر عشقی غیر از عشق تو بن بست است ودیده ام جز برای فراق تو نمی بارد0 بیا که هجر توآیه"ان عذابی لشدید" را تفسیر می نماید0 آقا جان!بحق کوچه وچادر خاکی بیا،بیا که سید علی ماتنهاست وچاهی ندارد که غصه هایش را بااو در میان بگذارد0 بیا ورأس سبز شاپرکهایی باش که در جستجوی قبر یاس سرگردان کوچه های هاشمیند0

ای پیدا ترین پنهان من!

تا تو بیایی مروارید چشمانم رابرای سلامتیت صدقه می دهم وبرای آمدنت روزه سکوت می گیرم وبا جام وصال تو افطار می نمایم0 نذر کرده ام که بیایی تا جان شیرین را فرش قدمها یت نمایم0 پس بیا که نذر خود را ادا کنم0

ای آفتاب عمر!

تا تو بیایی انتظار را قاب میکنم وبر لوح دلم می کوبم0 فریاد را حبس می کنم وبه سکوت اجازه حضور می دهم0 در نبود تو جام تلخ فراق را سر می کشم وسر به دوش هجران می نهم وبرای آمدنت دعا می کنم0 به امید آنروز هزار وصد وهفتادمین شمع را روشن می کنیم ومنتظرت می مانیم0

به خدای کعبه می سپارمت وسبد سبد نرگس ویاس چشم براهی میکنم0

کاش می شد که خدا

اجازه ظهورت می داد

کاش می شد

که در این دیار غربت

ومیان موج غمها

به سکوت سرد وسنگین

رخصت خاتمه می داد

کاش می شد

جمعه ما

شاهد ابروی زیبای تو می شد

دیده نا قابل ما

فرش کیسوی تو می شد

کاش می شد

انتظار منتظر بپایان رسد

وهوا میزبان یاسها و

نسترنها

خاک پای مهدی زهرا شود

کاش می شد

تو هم از انتظار خسته شوی و

برای فرج دعا کنی

کاش می شد000

نوشته شده در سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت 8:53 قبل از ظهر توسط mej| |
فشار بی امانی که تحت عنوان طرح مبارزه با بدحجابی از طرف حکومت آقای احمدی نژاد از تاریخ بیست و هفتم آوریل سال 2007 بمورد اجرا گذاشته شده با شکل جدید خود در حال ادامه است . حال خواهید پرسید که شکل جدید دیگر چه صیغه ای است ؟ ... بله بخش دوم پروژه تعالی ارزشهای اخلاقی ، اجتماعی و بالابردن سطح امنیت که توسط فرماندهی نیروهای انتظامی بتاریخ بیست و هشتم آوریل آغاز گردیده بود از اول خرداد سال 1386 مصادف با بیست و دوم مه آغاز خواهد شد . این بخش از پروژه مورد بحث نیز تحت عنوان " مبارزه با مزاحمین نوامیس مردم و معتادین مواد مخدر" شکل خواهد گرفت . بسیج مبارزه با بدحجابی که در ابتدا در نظر دارد تا زنان بدحجاب را به پاسگاههای نیروهای انتظامی برده و هشدار بدهند و در صورت عدم توجه خاطیان آنها را به زندان بیافکنند ، باوجود عکس العملهائی از طرف اکثریت مردم و روحانیون اصلاح طلب در حال تداوم است . بر اساس طرح جدید مبارزه با بدحجابی که همه را به تبعیت از پوشش مناسب اسلامی دعوت کرده و خاطیان را با مجازات نقدی و حبس تنبیه مینماید ، استفاده از لباسهائی همانند پالتوی مدرن ، بارانی ، جلیقه ، مانتو و شلوار تنگ ، استفاده از زینت آلات همراه لباس و بیرون گذاشتن مو از روسری را کاملا ممنوع نموده است . در چهارچوب این طرح جالب نیز که از حمایت حقوقی ! نیز برخوردار است ، تخلفات حتی تعرفه ای نیز دارند ، بدین شرح که : استفاده از روژ لب برای خانمها : 15000 تومان جریمه نقدی عدم تناسب مانتوها بااحکام دینی : 30000 تومان جریمه نقدی عدم تناسب روسری بااحکام دینی : 20000 تومان جریمه نقدی عدم تناسب شلوار بااحکام دینی : 15000 تومان جریمه نقدی عدم تناسب کفشها با احکام دینی : 15000 تومان جریمه نقدی در اینجا باید پرسید بعد از اینهمه سال چرا و به چه دلیلی حکومت آقای احمدی نژاد ناگهان برخلاف اظهارات قبلی خود دست به اجرای چنین پروژه رنگ و رو رفته ای زده است ؟ آیا او با این اقدامات سعی در پوشاندن کارندانی های خود دارد ؟ در اصل موفقیت و یا عدم موفقیت این طرح و یا پروژه زیاد هم مسئله مهمی برای رژیم نیست . رژیم در واقع از طرفی منبع درآمد مهمی را برای خود بوجود آورده و از طرف دیگر نیز زمینه را برای اهداف آینده خود آماده میسازد . حتما بخاطر دارید که آقای احمدی نژاد قبل از انتخابات و در دوران نامزدی برای احراز این پست خطیر در یک برنامه زنده تلویزیونی چنین میگفت : " آیا مسئله کشور ما مدل موی جوانان ماست ؟ آیا مسئله مهم کشور ما اینه ؟ چرا اینقدر مردم رو کوچیک میکنین ؟ " این آقای محترم که کارنامه درخشانی در همین چند سال برای ایران و ایرانی بهمراه داشته اند ، بدفعات از این سخنان بر زبان آورده ولی هیچ بار نیز مردانه به آنها عمل نکرده است . ما فیلم این سخنان را در اینجا تقدیمتان میکنیم روی آن کلیک کرده و خود قضاوت نمائید : http://www.youtube.com/watch?v=Ql1XHqCi-rE&mode=related&search سخنانی که احمدی نژاد در این فیلم برزبان میآورد بجز مشتی دروغ چیز دیگری است ؟ تاریخ همواره شاهد اینگونه کسانی بوده که با خزعبلات خود خواسته اند تا مردم را فریب دهند ولی سرانجام مشتشان باز شده است ...فیدل کاسترو سالهای سال در کوبا بزور مردم را به پوشیدن لباسی یونیفورم مانند مجبور نمود ولی آیا به موفقیت دست یافته است ؟ مسلما که خیر ... از بیست و هشت سال پیش که شورش اسلامی ایران شکل گرفت ، رژیم همواره برای سرپوش گذاشتن بر ناتوانیها و ناکفائی های خود به نوعی مردم را تحت فشار قرار داده و یکی از این راهها نیز مبارزه مسخره با بدحجابی بوده و برای این به اصطلاح چقدر که هزینه نمیکند ... وقتی کلاهمان را قاضی کرده و به مسئله خوب فکر کنیم خواهیم دید که رژیم جمهوری اسلامی در مبارزه با بدحجابی نیز موفق نبوده و حتی بزور نتوانسته مردم بینوا را بقول خودشان متوجه فواید حجاب کنند !! در اینجا باید از پرزیدند احمدی نژاد بپرسیم که اگر بیرون گذاشتن چند تار مو توسط خانمی و یا پیراهن آستین کوتاه جوانی ما را ازفرهنگ خود بیگانه میکند پس دستمال گردنی که آقای خامنه ای به گردن میاندازند فرهنگ ایرانی را تمثیل میکند ؟ چرا وقتی آثار تاریخی و معماری جای جای ایران تخریب شده و با خاک یکسان میشود شما از تهاجم فرهنگی و یا نمیدانم تخریب فرهنگی سخن نمیگوئید ولی با بیرون گذاشتن چند تار مو اینقدر حساس هستید ؟ آیا این حکومت کشور نیست که باید بدنبال گرایش جوانان به مواد مخدر بوده و علل و نحوه مبارزه با سهل الوصول بودن آنها را یافته و از بین ببرد ؟ این آقایان با دستهای خود جوانانمان را مسموم میسازند ... جوانانی که تمامی خواسته هایشان بنوعی سرکوب گردیده و در اطرافشان فقط دیوار ببینند مسلما با راههائی همانند مواد مخدر از این شرایط تلخ فرار خواهند کرد .. جایگیری ایران بر سر کریدور عبور مواد مخدر از افغانستان به اروپا ، بازار این مواد در ایران را گرم ساخته است . حکومت جمهوری اسلامی و مخصوصا دولت آقای احمدی نژاد بجای سر و کله زدن با پروژه های احمقانه ای همانند حجاب که هیچگاه به موفقیت دست نخواهد یافت ، بهتر است برای ریشه کن کردن بلای خانمانسوز اعتیاد طرحی اندیشیده و جوانان را از این باتلاقی که خود در شکل گیری اش بی تقصیر نیستند ، نجات بخشند . جوانان دینامیک و پرتحرک هستند ...آیا همین تحرک و دینامیزم جوانان است که حکومت را بهراس میافکند ؟ بلی طرح فشار اخیر که تحت عناوینی مختلف به اجرا درمیآید در واقع جوانان را مورد هدف قرار داده است ...جوانانی که تنها از طریق پوشیدن لباسهای مختلف میتوانند تمایز ظاهری خود را به نمایش بگذارند . فشار بر جوانان تنها میتواند آنها را جری تر ساخته و بسوی عادتهای خطرناکی سوق دهد . منبع:www.oursouthazerbaijan.com
نوشته شده در جمعه بیست و هشتم تیر 1387ساعت 12:4 بعد از ظهر توسط mej| |
زن گرفتم شدم ای دوست به دام زن اسیر من گرفتم تو نگیر چه اسیری که دنیا شده ام یکسره سیر من گرفتم تو نگیر بود یکوقت مرا با رفقا گردش و سیر یاد آن روز بخیر زن مرا کرد میان قفس خانه اسیر من گرفتم تو نگیر ای مجرد که بود خوابگهت بستر نرم بستر راحت و گرم زن نگیر گرنه شود خوابگهت لای حصیر من گرفتم تو نگیر من از آن روز که همسر شده ام خر شده ام خر همسر شده ام منتها جای علف میدهدم نان و پنیر من گرفتم تو نگیر. منبع : www.ramintbt.blogfa.com
نوشته شده در جمعه بیست و هشتم تیر 1387ساعت 11:57 قبل از ظهر توسط mej| |

خشم چیز بدی است و نشانه ی رشد یک ویژگی نامناسب است.خود شما از آن اجتناب کنید. با دخترتان درباره آن حرف بزنید و هر جایی که می توانید الگوی او شوید. نشان دهید که شماهم از خشم پرهیز می کنید.
به دختران،خویشتن داری و دوری جستن از خشم را آموزش دهید. آن قدر در توصیه ی" خشمگین نشدن" بکوشید که ملکه ی ذهن او شود.
خود شما هم بی جهت و به دلایل بی مورد خشمگین نشوید. بر سر خدمتکارتان فریاد نکشید. بی جهت، به طرف اشخاص چیزی پرتاب نکنید. بگذارید که الگو و سرمشق شایسته فرزند خود باشید.

2- مراقب حسادت باشید

حسادت هم مثل خشم، بخشی از طبیعت انسان است. و در این میان بعضی فکر می کنند که بیشتر یک ویژگی زنانه است. خوشبختانه می توان با اندیشیدن، خواندن و نگاه کردن از شدت این صفت منفی کاست. درباره مشکلات ناشی از حسادت کتاب بخوانید. از تجربه های شخصی خود دلیل و مورد بیاورید.

مراقب نشانه های حسادت باشید. اگر می بینید دختر شما به آن چه دوستانش دارند حسادت می کند، این احساس را در او نابود کنید.

3- گفتن قصّه

قصّه ی خوب می تواند سبب شود که دخترتان زندگی را با دیدی مثبت نگاه کند. قصّه می تواند بر شمار دوستان او بیفزاید. قصّه ها را مرتب برایش تکرار کنید. بسیاری از قصّه ها آموزنده اند و بیش از درس و دانشگاه به دختران ما مطلب یاد می دهند.

4- نق نزنید

به خصوص جلوی دخترتان به شوهرتان نق نزنید و غرولند نکنید. حتی اگر احساس کردید که باید غرولند کنید، در خلوت به دخترتان بگویید از این عادت بدی که دارید شرمنده اید و قصد دارید هرطور شده خودتان را از شرّ آن نجات دهید. این طوری در چشم دخترتان مانند یک قهرمان ظاهر می شوید. اذعان به اشتباه، از شما انسان عاقل تری می سازد. دخترتان هم از این رفتار شما سود می برد.

غرولند کردن نشانه ی ذهن مغشوش است. علّتش این است که امور ساده و بی اهمیّت را بزرگ جلوه می دهید. موش را غول می کنید. درست بیندیشید.

5- تصمیم گیری

زندگی در مجموعه ای از تصمیم گیری ها خلاصه می شود. این که چه مواقع از خواب بیدار شویم. چه لباسی بپوشیم، چه بخوریم و ...

بسیاری از ما وقتی دخترانمان را بیش از اندازه مورد حمایت قرار می دهیم به آن ها ظلم می کنیم. مادرها باید به این نتیجه برسند و تصمیم بگیرند که به دخترانشان تا چه اندازه آزادی عمل و پول بدهند. یک راه مشخص و یا یک راه ساده وجود ندارد. باید به کلیّت آن نگاه کرد.

راهی برای این کار وجود دارد. وقتی دخترتان به اندازه کافی بزرگ شد، به او مسوولیّت هایی واگذار کنید. به او کارهایی در منزل بدهید. این روزها زن ها تصمیمات زیادی می گیرند. در گذشته تصمیم گیری زن ها مشمول امور جزیی و بی اهمیّت می شد، امّا امروزه باید تصمیمات مهم بگیرند.

خرید لباس، خرید مواد ساختمانی، خرید اتومبیل، خرید خانه، یخچال و بسیاری از اقلام ریز و درشت نمونه هایی است که می توان به آن اشاره کرد. اگر در کودکی مسوولیّت هایی را به دخترتان واگذار کنید، به او در کار تصمیم گیری کمک می کنید و شرایطی فراهم می سازید که بعداً تصمیمات عاقلانه تری بگیرد.

منبع: راه های ساده برای زندگی سعادتمند

نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387ساعت 10:14 قبل از ظهر توسط mej| |
نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387ساعت 10:8 قبل از ظهر توسط mej| |
چقدر آدما ...

نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387ساعت 10:4 قبل از ظهر توسط mej|
Google Page Rank - Powered by www.Maker™.ir