عشق
پرستوهای عشق
باور کن گلایه ای از تو نیست تو خوب تر از آنی که از تو گلایه ای باشد. گلایه از خودم و ویرانه های قلب خودم است که ذره ذرده فرو می ریزند و اینک احساس می کنم جز ویرانه ای از من باقی نیست و اگر اندکی امید در من زنده شد به یمن قدم تو بود. باور کن به جان تو سوگند از تو گلایه ای نیستاگر بگذاری آمدنت را درست به موقع است. آمدنت مثل نزول پیامبر بر قومی از دست رفته درست به موقع بود.
نوشته شده در یکشنبه دهم آذر 1387ساعت
9:14 قبل از ظهر توسط | |


